محمد غفورى
33
نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى )
فرزندان ايشان مىداند كه از جانب خدا و رسولش به آنان اعطا شده است . با اين توضيح ، شمار كسانى كه چنين عقيدهاى داشتند و بر آن پايدار ماندند ، بسيار نبود و براساس سخن مشهور « الناس على دين ملوكهم » ، بيشتر مسلمانان تسليم حاكمان بودند و هر حاكم يا سلسلهاى كه روى كار مىآمد ، روش و منش ويژهاى پيش مىگرفت و به حكم علماى اهلسنت ، مردم تابعِ حكومت و موظف به پيروى از احكام حكومتى بودند ؛ ازاينرو عملكرد خلفاى نخستين ، در كنار قرآن و سنت ، مبناى عمل و فقه اهلسنت قرار گرفته است . اما شيعيان امامى باور داشتند حكم خدا فقط از طريق پيامبر ( ص ) يا كسانى كه به انتخاب خدا و رسولش تعيين شدهاند ، اعلام و تبيين مىشود ؛ بنابراين هرگز نمىتوانستند حاكميت دينى و سياسى كسانى را بپذيرند كه چنين ويژگىهايى نداشتند . همين امر سرمنشأ افتراق و جدايى مذهبى و به تبع آن ، جدايى سياسى شيعه و سنى است كه از روز رحلت نبى اكرم ( ص ) شروع شد و به مرور زمان ، مرزهاى عقيدتى روشنتر و محكمتر گرديد . منازعات بين شيعه و سنى پيشينه منازعات مناظره و جدلهاى عقيدتى - سياسى مسلمانان ، سابقهاى به درازاى اسلام دارد و رديهنويسى ، كه نوعى ضديت با آرا و عقايد ديگران است ، در همه دورههاى اسلامى با جوامعى كه با فن نگارش آشنايى داشتند ، همراه